آخرین خبرها
خانه / مطالب ارسالی / زنی با بلندپروازی‌های بی‌پروا مریم میرزاخانی به روایت فرانسوی‌ها
سازمان ملی و میهنی ایران عضو فعال می پذیرد

زنی با بلندپروازی‌های بی‌پروا مریم میرزاخانی به روایت فرانسوی‌ها

مرگ مریم میرزاخانی بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های سراسر جهان داشت. در فرانسه نیز بسیاری از رسانه‌ها، از مطبوعات تا رادیو و تلویزیون این خبر را پوشش دادند. هر چند در بیشتر موارد، این رسانه‌ها براساس شهرت مریم میرزاخانی موضوع را تنها از لحاظ فوریت خبری در نظر گرفتند و آن را در چارچوب سیاله‌ی اخبار روز پخش کردند، اما رسانه‌هایی نیز با درنگ و تامل این خبر را عمیق‌تر و با جوانب بیش‌تر بررسی و تحلیل کردند. از جمله «فرانس کولتور»، رادیو فرهنگ، که مهم‌ترین و وزین‌ترین رسانه‌ی فرهنگی در فرانسه است، و نیز ماهنامه‌ی «علوم و آینده» که یکی از قدیمی‌ترین نشریات علمی در فرانسه است.
فرانس کولتور (۱۶ ژوییه ۲۰۱۷) در برنامه‌ی ویژه‌اش درباره‌ی مرگ مریم میرزاخانی، و با اشاره به بحران تحصیل در رشته‌ی ریاضیات برای زنان در فرانسه، با کارشناسان و صاحب‌نظران در این باره گفت‌وگو کرد و سپس این گفتگوها را همراه با ویدیوهایی راجع به کار و زندگی مریم میرزاخانی در سایت اینترنتی خود منتشر کرد:

سرنوشت نامتعارف مریم میرزاخانی، نخستین برنده‌ی مدال فیلدز
مریم میرزاخانی که ۲۴ تیرماه ۹۶ در سن چهل سالگی قربانی سرطان شد، نخستین ریاضی‌دان زنی بود که با معتبرترین جایزه در رشته‌ی خود مقامی برجسته یافت. او در تهران به دنیا آمده و در معروف‌ترین دانشگاه‌های آمریکا تحصیل کرده بود.
مریم که در آغاز زندگیش رویای نویسنده شدن در سر داشت، همین پنج‌شنبه‌ی گذشته در آخرین یادداشت خود در صفحه‌ی فیس‌بوک‌اش نوشت: «هرچه زمان بیشتری وقف ریاضیات می‌کردم بیشتر احساس خوشبختی می‌کردم.»
بله، مریم میرزاخانی نخست رشته‌ی ادبیات را انتخاب کرده بود، تا این که روزی برادرش به او یک کتاب ریاضیات نشان می‌دهد که درباره‌ی داستان معروف فردریش گاوس، یا راه‌حل ساده برای دست‌یابی به حاصل‌جمع اعداد ۱ تا ۱۰۰ است. و از همان وقت دختر دانش‌آموز شیفته‌ی اعداد می‌شود.
یکی دیگر از جنبه‌های عجیب زندگیش عرصه‌ی مورد علاقه‌اش در ریاضیات بود. شیفتگی او به هندسه‌ی اشکال نامعمول (دینامیک و هندسه‌‌ی سطوح موسوم به ریمان (Riemann) باعث شد شیوه‌های جدیدی برای محاسبه‌ی حجم اشیایی با سطوح هذلولی، برای مثال زین اسب، کشف کند. امر بی‌سابقه این بود که این زن جوان در المپیاد بین‌المللی ریاضیات در دو سال پی در پی سه مدال طلا به دست آورد و دومین جایزه‌ی او در سال ۱۹۹۵ با نمره‌ی «هیچ‌گونه خطا» شهرت زیادی را برایش به دنبال داشت. این در حالی بود که تا آن زمان هیچ زنی در تیم ایرانی شرکت نکرده بود.
او پس از دریافت مدرک کارشناسی در دانشگاه شریف، کشورش را ترک کرد تا نبوغ خود را در آمریکا به صراحت نشان دهد. بنا به گزارش روزنامه‌ی گاردین، او مشکلات ایران در حفظ «مغزها»یش را خاطرنشان کرده است. از سوی دیگر مریم در سال ۱۹۹۸ به هنگام بازگشت از یک مسابقه‌ی ریاضیات همراه با گروه دانشگاهی‌اش از خطر مرگ در یک تصادف رانندگی در اهواز جان سالم به در می‌برد، در حالی که دو راننده و هفت نفر از دوستانش در این حادثه جان خود را از دست می‌دهند.
او در آغاز تحصیل در هاروارد یادداشت‌هایش را در کلاس درس به زبان فارسی همراه با سوالاتی به انگلیسی، می‌نویسد! اما با ارائه‌ی رساله‌ی دکترایش می‌درخشد. نشریه‌ی استانفورد نیوز این رساله را «شاهکار» توصیف می‌کند. بنسون فارب، استاد ریاضیات دانشگاه شیکاگو درباره‌ی میرزاخانی چنین گفته است: «اغلب ریاضی‌دانان هرگز نخواهند توانست کاری به این خوبی انجام دهند. او از همان زمان رساله‌ی دانشگاهی‌اش چنین کاری کرد.» کورتیس مک‌مولم، برنده‌ی مدال فیلدز در سال ۱۹۹۸ و استاد راهنمای میرزاخانی از «بلندپروازی بی‌پروا»ی او یاد می‌کند.
مریم میرزاخانی پس از آن به پرینستون و سپس به استانفورد می‌رود و از سال ۲۰۰۸ در آن‌جا به تدریس می‌پردازد. بنا به گزارش رونامه‌ی استانفورد نیوز، مریم میرزاخانی کار خود را به «نقاشی» تشبیه می‌کرده است.

 

 

مریم میرزاخانی در نگاه دیگران
مریم میرزاخانی سه سال پیش چهره‌ای تاریخی شد. او در آگوست ۲۰۱۴ نخستین زنی می‌شود که از ۱۹۳۶ تا کنون مدال فیلدز را از آن خود کرده است. زمانی در گفت‌‌وگو با بنیاد کلی (Clay) که یکی دیگر از نهادهایی است که به میرزاخانی جایزه اهدا کرده است، مریم خود را «پژوهش‌گری آهسته‌کار» می‌نامد.
در همین رابطه، میشل آرتیگ استاد افتخاری دانشگاه پاریس – دیدرو با هیجان و غرور گفته بود: «سرانجام یک زن»، او که رییس اسبق کمیته‌ی علم انستیتوی مطالعات ریاضی بوده، مریم میرزاخانی را این گونه به یاد ‌آورد: «یک زن جوان ریاضی‌‌دان، درخشان و با خصایل بزرگ انسانی.»
این زن جوان ایرانی تا به امروز نیز تنها زنی است که جایزه‌ای معادل با نوبل ریاضیات که هر چهار سال یک بار برگزار می‌شود، کسب کرده است. کنگره‌ی بین‌المللی ریاضی‌دانان ( ICM) به هنگام اعطای جایزه به میرزاخانی در توصیف او گفت: «برخوردار از شناختی کامل در پهنه‌ی بسیار متنوعی از فنون ریاضی و فرهنگ‌های گوناگون ریاضی، مسلط بر ترکیب کمیابی از توانایی‌های فنی، بلندپروازی‌ شجاعانه و کنجکاوی عمیق.»
مریم میرزاخانی در واکنش به این سخنان گفته بود: «برای من افتخار بزرگی است و مایه‌ی مسرت من خواهد بود اگر کارم به زنان جوان دانشمند و ریاضی‌دان دلگرمی بخشد. باور راسخ دارم که در سال‌های آینده زنان بی‌شمار دیگری نیز از این گونه جوایز و پاداش‌ها دریافت خواهند کرد».
مارک تسیه لاوینی، رییس استانفورد گویی در پژواکی از سخنان مریم میرزاخانی، در روز مرگش اعلام کرد که «مریم خیلی زود از پیش‌ ما رفت اما تاثیر او در هزاران زن دیگر که از زندگی‌اش برای گام نهادن در راه ریاضیات و علوم دلگرمی یافته‌اند زنده خواهد ماند.»
برای اداورد فرانکل، نویسنده‌ی کتاب پرطرفدار «عشق و ریاضیات»، مریم میرزاخانی سقف شیشه‌ای موجود را شکست و باعث شده بود تا بسیاری از زنان و مردان به رشته و حرفه‌‌ی ریاضیات روی آورند.
ریاضی‌دان فرانسوی سدریک ویلانی که برنده‌ی مدال فیلدز هم هست، مریم میرزاخانی را چنین توصیف کرد: «روح و جانی زیبا و زنی اعجاب‌انگیز. چهره‌ای شاخص و نمادین هم برای ایران و هم برای زنان در عرصه‌ی علوم.»
و سرانجام، فیروز میکائیل نادری دانشمند آمریکایی ـ ایرانی و از دوستان مریم میرزاخانی، در توییتر خود از او در مقام دختر، مادر و همسر یاد کرد.

گزارشی از یک نابغه در وطن‌اش
نشریه‌ی علوم و آینده، در تاریخ ۱۶ ژوییه و با همکاری خبرگزاری فرانسه با عکسی از صفحات اول و تیترهای شماری از نشریات در ایران درباره‌ی مرگ مریم میرزاخانی این طور نوشت:
در ایران اغلب روزنامه‌ها تیتر اول خود را همراه با عکس‌هایی، گاه بدون حجاب، از مریم میرزاخانی، به بزرگداشت خاطره‌ی این زن ریاضی‌دان اختصاص دادند که براثر بیماری سرطان در ۴۰ سالگی در گذشت. روزنامه‌ی محافظه‌کار همشهری همراه با عکسی بدون حجاب از میرزاخانی تیتر اول خود را چنین نوشت: «نابغه‌ی ریاضی تسلیم جبر مرگ»، روزنامه‌ی دنیای اقتصاد نیز به همین شیوه چنین تیتر زد: «هجرت ابدی ملکه‌ی ریاضیات » و رییس جمهور حسن روحانی نیز با انتشار عکسی بی‌حجاب از مریم میرزاخانی در صفحه‌ی ایستاگرام خود از «درگذشت اندوه‌بار» او یاد کرد. جالب است که در ایران همه‌ی زنان باید حجاب داشته باشند و موهای خود را بپوشانند و رسانه‌ها عکس بی‌حجاب از زنان ایرانی منتشر نمی‌کنند.
روزنامه‌ی هفت صبح با اشاره به سانحه‌ی تصادفی که پیش از این برای میرزاخانی و دوستانش رخ داده بود، نوشت: «مریم میرزاخانی به هفت دوست خود پیوست. همه امیدوار بودند که این نابغه‌ی ریاضی یک بار دیگر همچون بیست سال پیش از چنگ مرگ خواهد گریخت.»
روزنامه‌های تهران همچنین یادآوری کردند که مریم میرزاخانی به هنگام برنده شدن در المپیاد بین‌المللی ریاضیات در دو سال پیاپی در ۱۹۹۴ و ۱۹۹۵، از دست رییس جمهمور وقت، هاشمی رفسنجانی، تقدیرنامه دریافت کرده بود. تنها دو روزنامه‌ی کیهان و رسالت بودند که خبر مرگ میرزا میرزاخانی را با تیتر اول اعلام نکردند.
همچنین نیما زارع، هنرمند مقیم تهران که از مریم میرزاخانی به هنگام دریافت جایزه‌ی ریاضیات پرتره‌ای کشیده بود، گفت: «کار او در ریاضیات فراتر از فهم من است، اما هوش عظیم او را درک می‌کنم.»
آذر منصوری، از زنان اصلاح‌طلب در روزنامه‌ی شرق نوشت: «اگر قرار است قدر میرزاخانی‌ را بدانیم باید برای میرزاخانی‌های دیگر در کشور فرصت‌های کافی بیافرینیم.» او در این نوشته رییس جمهور روحانی را فراخواند تا زنانی را در کابینه‌ی دولت آینده‌اش شرکت دهد.»
در گزارش‌ها درباره‌ی میرزاخانی در فرانسه روشن بود که به جز جایگاه علمی مریم، چیزهای دیگری هم برای مخاطب غربی جالب توجه است. آن تاثیری که مرگ وی در جامعه‌ی ایران به وجود آورد از جنس تاثیرات مرسوم مرگ یک دانشمند در غرب نبود. مجموعه‌ی گفتارها و نزاع‌ها بر سر مساله‌ی حجاب، مساله‌ی فرار مغزها و حتی خود مفهوم نابغه، ابعاد جالبی از تاثیرات مرگ یک دانشمند در جامعه‌ی مدنی پویا و پرتنش ایران امروز بود که حتی اطلاعاتی از آن برای نویسندگان فرانسوی هیجان‌آور است.
مریم میرزاخانی هرچند که تخصص‌اش ریاضی بود اما همچون بسیاری از بزرگان تاریخ ما در هر رشته و حوزه کاری‌، میانجی ما برای تامل درباره‌ی جامعه، دولت و مدرنیته شد. زنی که حتی یک جمله‌ی سیاسی از او سراغ نداریم، با ایرانی بودنش، نوع پوشش‌اش و حتی محل تحصیل‌اش تمامی مسایل سیاسی ما را بازتعریف کرد.

عضویت در کانال تلگرام سازمان ملی و میهنی ایران

درباره‌ Nayyereh Nouri

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

Translate »